تبليغاتX
اندکی درنگ

که بودند آنهایی که امیرالمومنین را نادیده گرفتند؟ آنهایی که یاریش نکردند،

 قلبش را شکستند، آزارش دادند و تنهایش گذاشتند!؟ آنقدر که به چاه پناه

 می برد!

 

تمام مخلوقات عالم از روز اول آفرینش تا قیام قیامت اگر آن مردم را سرزنش

 کنند کافی نیست!!!!چه جرمی در جهان بالاتر از تنها گذاشتن کسی است

 که فقط خدا مقامش را می دانست، کسی که سفارش­ها کرد رسول خدا

 در حقش!!به مردم فرموده بود او دوست داشتنی ترین مخلوق خداست.

 فرموده بود که هر کس از او جدا شود از خدا جدا شده،فرموده بود اطاعت

وسرپیچی از او اطاعت و سرپیچی از خود پیامبر خاتم است، فرموده بود که

 من برای شیعیان علی طلب آمرزش می کنم.فرموده بود...........

 

 

.. چه مردمی.... و چه بد مردمی

در آرزویم بود همیشه دیدن نامردمان آن زمان، تا به حد اعلای بی وفاییشان

 سرزنششان کنم! بیعت با اکراه.....! شکستن بیعت.....

خدایا! کاش آن زمان بودم، کاش آن دوران را درک کرده بودم، کاش بودم تا با

تمام وجودم، نفسهایم، اعضا و جوارحم و قلبم با ولیت بیعت می کردم و

یاریش می دادم. چقدر حسرت خوردم وقتی در خطبه غدیر شنیدم و خواندم

 سخنانی از رسولت را که نشنیده گرفتند و  پیامی که سعادتمان را

دربرداشت و در رساندنش  کوتاهی کردند و پیمانی که بسته بودند

وفراموش کردند!

 

خدای من! نمی توانم باور کنم امروز، من، منِ ملامتگر، منِ حسرت خورده­ی

 آرزوبردل، خود نیز باید ملامت شوم! و اگر من نیز تلاش نکنم نسل بعد از

من، مرا نیز ملامت خواهند کرد!!

 

خدایا! ببخش مرا که نفهمیدم غدیر تنها در غدیر نبود که بیعت در غدیر

بیعتی بود تا قیامت. ببخش مرا که نفهمیدم پیامبر در غدیر به اذن خدا امامت

 را به فرزندان امیر المو منین از نسل خود و از صلب علی بن ابیطالب واگذار

کرد و به آخرین آنها! مگر نام امام زمان من را در غدیر ذکر نفرمودند؟ و با یاد

 او برای ولایت وصی و جانشینشان بیعت نگرفتند؟ بارها گفتند که آخرین

 امامان از نسل ما مهدی است. ...

 

اما مرا چه شده؟ مگر بر ولایت همه فرزندان امیرالمومنین سفارش نشدیم؟

پس چرا؟ چرا امامم را تنها گذاشتم و حتی فراموشش کردم مگر پیامبر ما را

 به پرسیدن سوالات و خواستن نیاز هایمان از امام زمان امر نکردند؟پس من

 در این دنیای پرفتنه به کدام اسباب بازی سرگرم شدم که ندیدن امام را

 بهانه ی نبودنش گرفتم و برای پیدا کردن جوابم به هر دری زدم و جواب

 نگرفتم و باز به امامم رو نیاوردم.... ؟ روزها آمد و رفت و  دلش را شکستم ،

 آزارش هم دادم؟! نکند من نیز با او بیعت نکرده­ام!!!!!

 

 

خدایا ممنونم که مرا از دوستداران و شیعیان علی بن ابیطالب قرار دادی و

دوست داشتن ایشان را عبادت خودت، خدایا روزهایی بر من میگذرد که از

این دنیا خسته ام،خسته ی خسته.....از خودم می پرسم در این سیاره رنج

 که خالقش آن را بازی و سرگرمی و فتنه خوانده است دل به چه خوش می

 کنی؟کدام نعمت خداست که تو را برای ادامه راه دلگرم میکند؟ و جز

 محبت امیرالمومنین نمی یابم.یادش می کنم...یا علی می گویم و ملائک تو

 برای من مشغول رنگ و لعاب دنیا ثواب می نویسند.همین که دوستش

 دارم و یادش میکنم مرا از عبادت کنندگان حساب میکنی،خدایا چه کریمانه

 بنده ات را می نوازی......خدایا  ببخش بر من بی وفاییم را نسبت به امام

زمانم ، او که از من به من دلسوزتر است و یاریم کن که امروز و هر روز

بیعتی را که 1419 سال پیش رسالت پیامبرت با آن تمام شد با امامم،

آخرین فرزند از نسل او تجدید کنم و بر آن استوار باشم و از مالم و جانم و

فکرم ،عمرم و از هر آنچه نعمت که در دنیا به من بخشیده ای در استواریش

 بپردازم و یاریش کنم. و در این عهد تا قیامت استوار باشم.

 

 

خدای من خوب میدانم که از نعمتت خواهی پرسید و خوب میدانم که کریم

تر از آنی که از آب و غذا و هوا و ثروتی که دادی سوال کنی و خوب می

دانم که اگر در قران فرمودی "لتسئلن یومئذ عن النعیم" نعمت ،امام هدایتگر

 آخر الزمان است.خدایا خوب می دانم که این دنیا دنیای آزمون است و بلا.

 پس اگر امروز من را به بلای دوری امامم می آزمایی،یاریم کن که در قیامت

سرافکنده تر از امروز نباشم.

نکند روزگار غیبت آنقدر طول بکشد که عمرم کفاف دیدنش را ندهد. خدایا از

 تو می خواهم اگر روزگاری مرگ که قضای حتمی توست بین من و دیدن

 امامم جدایی انداخت در زمان ظهورش زنده ام کنی تا یاریش کنم.

 

 

مولای من، امام زمانم، امروز و در همین مکان با همان کلماتی که رسول

 خدا برای ولایت شما اقرار گرفتند اقرار می کنم:

 

"ما شنیدیم و اطاعت می کنیم و راضی هستیم و سر تسلیم فرود می

 آوریم. به آنچه پروردگار ما و پروردگار خودت درباره امامت امام ما علی

 امیرالمومنین و امامان از فرزندان او به ما رساندی و بر این حقیقت با قلب و

 جان و زبان و دستان با تو بیعت می کنیم. همچنین براین عقیده زنده ایم و

 بر آن نیز می میریم و روز قیامت با آن محشور می شویم، نه تغییر می

 دهیم، نه تبدیل می دهیم، نه شک نموده و نه انکار می کنیم. نه تردید به

 دل راه می دهیم، نه از این عهد بر میگیریم و نه پیمان شکنیم. "

+ نوشته شده توسط اندکی درنگ در سه شنبه 26 آذر1387 و ساعت 17:53 |

پرده اول: (در کلاس زبان)

دیروز داشتم از هفت تیر رد می شدم. همه مغازه ها حراج کرده بودن. مانتو

 نمی خوای؟

 

پرده دوم: (در محل کار)

 

می خوای نوت بوک بخری؟ برو پاساژ رضا. از هر مغازه ای نخریا! برو طبقه

سوم، ته راهرو، یه مغازه دودهنه هست. قیمتاش خوبه، سیستماش هم

خیلی ردیفه!

 

پرده سوم: (در خانه)

 

نه! عمل نکنی یه وقت! مامان من هم عین تو شده بود: دستاش ورم کرده

بود، نه انگشتاشو می تونست باز و بسته کنه، نه چیزی می تونست با

 دستاش برداره. شب تا صبح از درد ناله می کرد. همه دکترا گفته بودن چاره

 ای جز عمل نداره، تازه با عمل هم میگفتن معلوم نیست درست بشه...

ولی این دکتر آقایی نجاتش داد! دستش شفاست! باور کن! بیا پیش این

یکی هم برو، قول می دم نتیجه بگیری...

 

پرده چهارم: (در دانشگاه)

 

به سلامتی موضوع پایان نامه تو انتخاب کردی؟ استاد راهنمات کیه؟ یه وقت

 با داوران نگیریا! بیچاره می شی... برو سراغ کدخدایی. اگه راهنمات نشد

 مشاورت بشه حتما. بیخودی خودتو اسیر دیگران نکن... اول و آخر کدخدایی

 می تونه به دادت برسه!

 

پرده پنجم: (در مهمانی)

آژانس نیومد؟ اشتباه نکن! این آژانس سر کوچه هیچ وقت ماشین نداره... به

 اون یکی زنگ بزن... سریع میفرسته برات!

 

پرده ششم: (در داروخانه)

....

 

پرده هفتم: (در بانک)

....

 

پرده هشتم: (در تاکسی)

....

 

پرده نهم: (در مترو)

....

 

پرده دهم: (در...)

....

 

بی پرده:

ما که از صبح تا شب هزاران پیشنهاد جدی و شوخی و مناسب و نا بجا و

 درست و غلط در مورد هزاران موضوع مهم و غیر مهم زندگی به دیگران می

 کنیم تا دیگران در شرایط بهتری زندگی کنند، تا حالا به چند نفر گفته ایم

که پدری داریم که زنده است و حاضر است و به سفر نرفته است و ما را

 می بیند و صدای ما را می شنود و لحظه به لحظه از حال ما خبر دارد و

منتظر ماست که صدایش کنیم و همان لحظه جواب دهد؟؟؟ بهتر بگویم:

حتی منتظر صدا کردنمان هم نمی ماند، همین که رویمان را به سویش

برگردانیم، دستمان را می گیرد؟!!!

راستی کدام مهمتر است: خریدن یک مانتو؟ تهیه یک نوت بوک؟ پایان نامه

کارشناسی و کارشناسی ارشد؟ و ...؟ یا توجه به کسی که در هر

شرایطی هوایمان را دارد؟!!!

+ نوشته شده توسط اندکی درنگ در سه شنبه 9 مهر1387 و ساعت 3:1 |

آبرودار اماممان باشیم !!

 

برای بیشتر ما اتفاق افتاده که در مهمونی یا جمعهای دوستانه بچه ی یکی

 از اطرافیان خیلی شیطون باشه و اذیت کنه و حتی در موارد حادتر بقیه رو

اذیت کنه ، با بچه های دیگه دعوا و کتک کاری کنه و یا حرف زشتی بزنه ...

در اینجور مواقع اکثر کسانی که شاهد این وضعیت هستند به همدیگه و یا

بهترین حالت پیش خودشون می گن  این بچه ی فلانی ها ... ببین چی کار

 میکنه...

 

حالا اگه خانواده ی این بچه یا حتی فقط  باباش آدم خیلی جالبی نباشن و

نباشه، می گن از اون خانواده و اون بابا یه همچین بچه ای انتظار می

رفت...

ولی اگه پدر و مادر اون بچه درست و حسابی باشن، تحصیل کرده باشن...

همه می گن تو رو خدا نگاه کن این خانواده با اون همه ادعا چه بچه ای

تربیت کردن!!!

 

حالا فکر کن ما ها خودمون رو مسلمون می دونیم، شیعه ی جعفری می

 دونیم...

هر کاری که ما می کنیم بقیه یعنی اطرافیان خودمون و حتی کسانی که

مذهب دیگه ای دارن کارهای ما رو به حساب دین و مکتب ما می ذارن!

 

حتی شده خود ما گفتیم فلانی رو ببین کلی ادعای مسلمونی داره ،

اونوقت مثلا تو محل کارش حق و ناحق می کنه، دزدی می کنه، ...

زیاد شده از این حرفا راجع بقیه بگیم. نگفتیم؟؟!!

 

این مسئله فقط در مورد کارهای بد ما نیست بلکه کارهای خوب ما هم از

 دید بقیه به پای دین و پیامبر و امامانمون گذاشته میشه.

 

در جایی خوندم که امام صادق علیه السلام به یکی از شیعیان فرمودند:

« بر شما باد خدا ترسی، وَرَع (خویشتنداری نسبت به گناه) ، تلاشگری،

 راستگویی، امانتداری، خوش اخلاقی و همسایه داری! مردم را با غیر از

 زبانهایتان (اعمالتان) به خودتان دعوت نمایید، زینت (ما) باشید و ننگ  (ما)

 نباشید »

 

وقتی ما معتقدیم که امام مهدی عجل الله پدر ما شیعیان هستند هر کاری

که ما انجام می دهیم باعث آبروداری یا آبروریزی ایشان می شود.

 

پس خواه یا ناخواه آبروی امام زمان علیه السلام در جامعه ( چه جامعه ی

محلی و چه جهانی ) در گرو رفتار ما و دیگر افرادی است که به ایشان

نسبت دارند.

 

چقدر در هنگام انجام کارهایمان آبروی اماممان را در نظر می گیریم؟!

 

بیا از همین امروز و در این ماه عزیز؛

 

کارهای نیک انجام دهیم تا مایه ی آبروداری پدرمان( امام زمان علیه السلام)

 باشیم و در هنگام کارهای زشت این را بیاد بیاوریم که هم پدرمان از ما

 ناراحت می شوند و هم ما با این کار مایه ی آبروریزی آن حضرت و موجب

تضعیف موقعیت اجتماعی ایشان می شویم.

 

 

 

+ نوشته شده توسط اندکی درنگ در جمعه 22 شهریور1387 و ساعت 15:22 |
بارها و بارها در خیلی جاها دعای فرج را با هم زمزمه کردیم اما چقدر به

معنی آن توجه کردیم. بیا امروز با هم دعای فرج رو با توجه بخوانیم:

 

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ :

 

خدایا باش برای حجه بن الحسن العسگری ولی و سرپرست، همه جا و

همه وقت و همه جور هوای او را داشته باش چون هیچکس نمی تواند به

 جز تو ولی او باشد.

 

صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ: که درود خدا بر او و بر اجدادش باشد.( اجدادش

پیامبر خدا میباشد پس صلوات بر محمد وآل او باد)

 

 

في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ : در این لحظه و در تمام لحظه ها (چه

شب، چند روز، چه من باشم و چه من نباشم)

 

وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً :

 

وَلِيّاً : خدایا تو برای او که برای ما ولی قرارش دادی سرپرست باش

 

حافِظاً : نگهبانش باش

 

قائِداً : رهبرش باش. قائد رهبری است که فرد را قدم به قدم راهنمایی میکند

 

ناصِراً : یاری کننده اش باد. هر چه مشکل بزرگتر و بیشتر باشد یاری کننده

و ناصر باید بزرگتر و قوی تر باشد، پس چون مشکل امام زمان ما بسیار

بزرگ است خدا باید یاریش گرداند برای امر فرج

 

دَليلاً : راهنمایش باش. یعنی رهبری کردنی که راهنماییش مستمر است و

 هیچگاه قطع نمیشود.

 

عَيْنا : چشم او باش.«چشم ادراکی اش باش، سرچشمه ی فیض او باش تا

 او هم به ما از این چشمه فیضی برساند ، چرا که اگر خدا عین (چشم) او

 و سرچشمه او باشد چون فیضش وسیع و بینهایت است،ِ فیضی هم که آقا

 به ما می رساند وسیع است.»

 

حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً : تا زمانیکه امام بر روی زمین به آرامش برسد.

 

 

وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً : و این آرامش را طولانی کن.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ

 وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ

طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.

 

 

 

+ نوشته شده توسط اندکی درنگ در جمعه 8 شهریور1387 و ساعت 20:30 |
  جایزه جایزه

 

برنده ی مسابقه ما خانم شیوا شریعت زاده

 

 هدیه ما به ایشون یک  کارت خرید بانک پارسیان

 

است.

 

من از طرف خودم و سایر اعضای اندکی درنگ به ایشون

 

تبریک میگم.

 

ان شاء الله همیشه از پیروان امام زمانمان باشند.

 

جواب سوالها:

 

۱:ج   2:ب   3:ب   4:ج   5:ب   6:ج   7 :ج   8:ج   9:د 10:د

 

+ نوشته شده توسط اندکی درنگ در سه شنبه 5 شهریور1387 و ساعت 22:8 |
تا حالا شده وارد یه جایی بشی و یه احساس خاصی داشته

 باشی؟

تا حالا شده جایی بری و احساس کنی یه نفر همه جوره مواظبته؟

تا حالا شده احساس کنی که یه نفر رو داری که هر وقت بخوای

 می تونی باهاش درد ودل

کنی و غصه هات و شادی هات و ... رو به اون بگی وازش کمک

 بخوای برای حل مشکلت و

مطمئن باشی که طرفت امینت ِ و فردا روزی حرف دلت رو از زبون

یکی دیگه

نمی شنوی؟...

چند سال پیش توفیق اینو داشتم که بتونم هر هفته سه شنبه

شبها برم جمکران، حال و

هوای اونجا واقعاً غیر قابل توصیف...

وقتی از درب ورودی می رفتم داخل احساس می کردم یه نفر تمام

 حواسش به من ِ و به من

 محبت و توجه می کنه. یه حس خیلی خوب داشتم.

تا مدتی بعد از اون که دیگه امکان رفتن به جمکران رو نداشتم، حس

 می کردم دیگه از اون

محبت خبری نیست و وقتی مشکلی داشتم فکر می کردم که باید

 تا جمکران برم !!

ولی بعد از مدتی دیدم اینطوری که نمی شه، باید بتونم یه جور

راحت تری ارتباط برقرار کنم.

سعی کردم بعد از نمازم باهاشون حرف بزنم و ایشون رو واسطه ی

 بین خودم و خدا قرار بدم

، جوابم رو داد، خوبم داد!!

از اون موقع به بعد هر جا ( خیابون، تاکسی، ...) و هر وقت (صبح،

 شب،...) مشکلی برم پیش

میاد، به ایشون توسل می کنم و باهاشون درد ودل می کنم.

همیشه جواب گرفتم !!!

امتحان کن...

ازش بخواه...

و مطمئن باش که جواب می گیری...

فقط کافیه امتحان کنی!

از همین امروز شروع کن...

+ نوشته شده توسط اندکی درنگ در یکشنبه 27 مرداد1387 و ساعت 1:39 |

سلام.

این پست ما مسابقه است و به سه نفر از کسانی که به سوال ها پاسخ درست داده باشند به قید قرعه جوایز نفیسی اهدا می شود.(جواب ها رو به آدرس ایمیل وبلاگ بفرستین، ارسال گزینه ها کافیست).

پس متن پست قبل رو  بخون و به سوالها جواب بده.

ان شاء الله تو یکی از برنده ها باشی.

 

.1 چه زمانی است که پرورگار با صدور اذن قیام ، یاری های آسمانی خویش را به سوی امام زمان نازل می کند ؟

        الف )  زمان خروج دجال          ب ) زمانی که مردم برای حضرت دعا می کنند               

  ج ) زمان اضطرار

 

2.      مضطر لقب چه کسی است ومعنی آن چیست؟

الف ) امام حسین غصه فراوان     ب ) امام زمان چاره ای  برایش باقی نمانده   

 ج ) امام رضا ضرر فراوان

 

3.      آیه ی شریفه ی " امن یجیب المضطر ..." به چه کسی اشاره دارد ؟

 الف ) حضرت موسی    ب ) امام زمان      ج ) مردم

 

4.      فرج اساسا به کدام یک از موارد زیر تعبیر می شود ؟

الف ) انتظار    ب ) گرفتاری    ج ) رفع گرفتاری

 

5.      کدام گزینه در مورد فرج جزئی وفرج کلی نا درست است ؟

 الف ) فرج کلی با ظهور حضرت تحقق می یابد .     ب ) فرج جزئی وکلی با هم صورت می گیرد .

 ج ) فرج جزئی به این معنی است که بدون ظهور مظفر ، برخی از گرفتاریهای آن حضرت و شیعیان ایشان به طور مقطعی برطرف می گردد.

 

6.      شدت غربت حضرت تا چه حد است ؟

 الف ) کشته شدن حضرت توسط دشمنان در صورتی که پیش از فرج کلی ظاهر شوند .

ب ) ناشناس ماندن وزندگی در نا امنی وخفا

ج ) هر دو مورد

 

7.      کدام گزینه در مورد گرفتاریهای حضرت صحیح نیست ؟

 الف ) زندگی در نا امنی وخفا    ب ) تعدی گسترده بشر به طبیعت     

ج ) ناتوانی در استفاده از نیروی خارق العاده

 

8.      این سخن از کیست ؟ " امام انیسی رفیق واهل مدارا است ، پدری دلسوز است ، برادری است تنی از یک پدر ومادر ، مادری است که به فرزند خردسال خویش محبت می کند ."

الف ) امام زمان (ع )    ب ) امام هادی (ع )    ج ) امام رضا (ع)

 

  1. غربت امام عصر علیه السلام به چه شکل ممکن است رفع می شود:

الف) معرفی ایشان به عنوان گنج پر نعمت الهی       ب) ظهور ایشان       ج)استفاده بیشتر از ایشان 

د) همه موارد

 

10. کدام یک از جملات زیر درست است؟

الف) نباید پنداشت که چون امام زمان غایب هستند، امکان استفاده از ایشان وجود ندارد.

ب) نباید پنداشت که اگر امام زمان ظاهر بودند، به راحتی می شد از ایشان استفاده کرد.

ج) نباید پنداشت بدون اینکه دچار آزمون های سختی شویم، از نعمت بهشت بهره مند خواهیم شد.

د) همه موارد

+ نوشته شده توسط اندکی درنگ در چهارشنبه 23 مرداد1387 و ساعت 15:10 |

گرفتاریهای امام عصر علیه السلام

 

خیلی ها تصور درستی از گرفتاریها و غصه های امام زمان علیه السلام ندارند. آنها با خودشان می گویند امام زمان که گرفتاری ندارد تا برای رفع  مشکلات او دعا کنیم.آنها می گویند ایشان که نیازی به مردم ندارند تا بی توجهی مردم به او مایه غربتش شود.آنها می گویند امام زمان آداب درست زندگی کردن و درست غذا خوردن و درست خوابیدن را هم می داند،پس مریض هم نمی شود. البته این تصورات، ناقص و نادرست است.

امام زمان علیه السلام گرفتاری های فراوانی دارند که ایشان را گاه تا مرز اضطرار به پیش می برد. اضطرار به معنای چاره نداشتن است و مضطر به کسی می گویند که چاره ای برای او باقی نمانده است. یکی از القاب امام عصر نیز که در کلام خدا ذکر گردیده ،لقب «المضطرّ» است.در روایتی می خوانیم زمانی غصه و گرفتاری آن حضرت به حدی می رسد که ایشان به حال اضطرار می افتد.ایشان در آن حال به مسجدالحرام می رود و پشت مقام ابراهیم (سنگ مقدسی در مسجدالحرام )به نماز می ایستد و این آیه را میخواند «امّن یجیب المضطر اذا دعاه و بکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض» یعنی «غیر از خدا کیست که چون بی چاره ای او را بخواند پاسخ بدهد و گرفتاریش را بر طرف سازد و شمارا حاکمان زمین گرداند؟»

در آن لحظه خداوند به اضطرار امام عصر علیه السلام رحم می آورد و با صدور اذن قیام، یاری های آسمانی خویش را به سوی او نازل می کند.

از این روایت بر می آید که نه تنها گرفتاری و درد و رنج برای امام عصر علیه السلام قابل تصور است، بلکه این گرفتاری ها ممکن است تا حد اضطرار و مرز شکسته شدن توان آن حضرت هم پیش برود. اساسا تعبیر فرج که برای حضرت به کار می رود به معنای رفع گرفتاری است. تا گرفتاری نباشد فرج معنایی ندارد. اینکه به ما گفته شد ه از خدا تسریع و تعجیل در فرج ایشان را بخواهیم حاکی از این است که آن حضرت گرفتار است و برای رفع گرفتاری او نیاز به کمک الهی است.

بزرگان گفته اند فرج امام زمان هم به دوگونه است. یکی فرج کلی است که با ظهور ایشان صورت می پذیرد و دیگر، فرجهای جزیی است که در برهه های مختلف پیش از ظهور ایشان می تواند اتفاق بیفتد. فرج های جزیی به این معناست که بدون وقوع آن ظهور مظفرّ، برخی از گرفتاری های آن حضرت و شیعیان ایشان به صورت مقطعی بر طرف گردد.

گاهی اوقات ما برای فرج حضرت دعا می کنیم اما خداوند هنوز مصلحت نمی داند که ظهور ایشان (یا همان فرج کلی ) واقع شود و گرفتاری های حضرتش به یمن آن ظهور به طور کلی رفع گردد. با این حال خداوند به برکت همین دعای ما از گرفتاری های فعلی امام عصر علیه السلام می کاهد و در زندگی ایشان فرج و گشایش جزیی ایجاد می کند. پس مبادا بپنداریم که دعاهای ما و پیشینیان ما بر فرج آن حضرت بی تاثیر بوده و مبادا از اثر دعای بر فرج ناامید شویم.

به علاوه چه بسا خداوند به جهت دعاهای ما، فرج کلی را نرساند ولی آن را نزدیک سازد، و چه بسا که به برکت یک دعای خاص اذن فرج کلی به طور ناگهانی صادر شود.

در برخی روایات ذکر شده که امام عصر غیبت خواهد گزید، زیرا اگر جز این باشد کشته خواهد شد و با کشته شدن او سلسله امامت گسیخته شده، نظام آفرینش دچار اختلال می شود.

شدت غربت آن حضرت تا بدین حد است که اگر ایشان پیش از فرارسیدن فرج کلی از حال غیبت  (یعنی زندگی ناشناس) به در آید و خود را معرفی کند، دشمنان بر او خواهند تاخت، و او را خواهند کشت و با او شبیه همان رفتاری را خواهند کرد که با اجدادش کردند.

آیا این زندگی آمیخته به ناامنی و خفاء، نوعی گرفتاری به شمار نمی آید. آیا این رواست که همه ما بتوانیم شناسنامه داشته باشیم و نام و نشان خود را در جامعه مطرح کنیم و از حقوق اجتماعی برخوردار باشیم، اما برای آن حضرت این امکان وجود نداشته باشد که حتی خود را معرفی نماید؟

اگر کسی این را گرفتاری نمی داند، پس گرفتاری را در چه چیزی می داند؟ آیا شما گمان می کنید که  امام زمان علیه السلام دوست ندارد در جمع دوستان خود بنشیند و با آنها در شرایط امن و امان سخن بگوید؟ ....

ناشناس زندگی کردن نوعی غربت و گرفتاری است ، به خصوص اگر این ناشناسی به واسطه ناامنی و چیرگی ظلم بر انسان تحمیل شده باشد.

بعد دیگری از گرفتاریهای حضرت مهدی علیه السلام در اثر تعدی گسترده بشر به طبیعت و به پا ساختن شرایط نامتعادل و فساد در زمین است.

وقوع شرایط سخت برای برگزیدگان خدا زمینه ای است تا دیگران بتوانند میزان فداکاری و محبت خود را نسبت به آنان ابراز نمایند ، برای آنها دل بسوزانند، دعایی کنند، قدمی بردارند و حتی جان فشانی نمایند.

این را هم باید دانست که گرفتاری های امام عصر علیه السلام دو گونه است. گروهی از آنها در اثر آسیب هایی است که متوجه شخص ایشان است، اما بخش بزرگی از این گرفتاری ها، در حقیقت گرفتاری کسانی است که بستگان و وابستگان امام عصر علیه السلام به شمار می آیند و غم آنهاست که به امام زمان علیه السلام سرایت میکند.

شیعیان فرزندان امام عصر علیه السلام به شمار می آیند و امام پدر دلسوز آنهاست. امام رضا علیه السلام در توصیف شخصیت امام فرموده است: «امام، انیسی رفیق و اهل مدارا است، پدری دلسوز است، برادری است تنی از یک پدر و مادر، مادری است که به فرزند خردسال خویش محبت می کند.»

گرفتاری های یک پدرمحدود به مشکلات شخصی او نیست، بلکه گرفتاری و بیماری فرزندان نیز از مشکلات پدر به شمار می آید.برای پدر نزول بلا برای فرزند از نزول بلا بر خود او جانکاه تر است، زیرا پدر می تواند بر بلا صبر کند ولی فرزند، صبر اندکی دارد و چون در ورطه بلا می افتد ملتمسانه دست وپا می زند و بدین ترتیب عجز و لابه های رقت بار او قلب پدر را بیشتر و بیشتر می سوزاند.

به علاوه امام پدری است آگاه که از احوال یک یک فرزندان خویش با خبر است، پس قلب او مجمع رنج های تمام شیعیان یعنی تمام فرزندانش است...

 

برگرفته از کتاب «بیایید او را یاری کنیم. نویسنده: مهدی قندی»

 

+ نوشته شده توسط اندکی درنگ در چهارشنبه 23 مرداد1387 و ساعت 0:7 |

 

 

خیلی وقت پیش ها به ما گفته بودند، روزی روزگاری ، یک آقایی می آید با یک شمشیر برنده در دست و بدون اینکه به کسی امان بده گردن همه رو می زنه ،آن قدر سرها رو از بدن جدا می کنه که از جنازه ها وسرها کوههای بلند می سازد. کسی جرأ ت گفتن حرفی غیر از حرف حق رو نداره وفقط 313 یارداره و بقیه دشمن او هستند!!!

ازهمان خیلی وقت پیش ها برای آمدنش دعا نمی کردم، بلکه دعا میکردم خدایا کمکم کن که یا جزء 313 تا باشم که خیلی سخته و یا اصلا نباشم و تا آن وقت بمیرم. چون تصور وجود او یه ترسی تو وجودم می گذاشت.

اما یه کمی که گذشت کمی بزرگتر شدم، عاقل تر شدم... دیدم هنوز که نیومده هر روز در جایی از این دنیا آنقدر آدمهای بی گناه کشته می شوند که از جنازه ی آنها کوه تشکیل می شود و تنها جرمشان گفتن حق و حقیقت است! حرف حق دیگه خریدار ندارد! همه دنبال پول، مقام و قدرتند!

امنیت مالی و جانی از میان ملتها رخت بر بسته ! مرگهای زودرس و ناگهانی رو به فراوانی است! کودکان معصوم با بدترین شکنجه ها کشته می شوند! باران ها قطع شده و یا بی هنگام فرود می آید و زیان می رساند!!!

کمی که در این موارد درنگ کردم دیدم تا او نباشد خون بیگناهان ریخته می شود، کسی جرأ ت گفتن حرف حق رو نداره و اگر او بیاید...

او فقط 313 یارندارد بلکه 313 نفر جز مدیران و فرماندهان او هستند، پس امیدی هست که ما از سربازان و یا کارمندان و یا ... در حکومتش باشیم. او پدری است مهربان تر از پدر خودمان...

که آرزویش آمدن در کنار ماست تا این اوضاع نابسامان را سامان دهد و با کشیدن دست محبت بر سر ما عقل هایمان را کامل کند، راه درست را نشانمان دهد. او خودش از تک تک ما می خواهد برای فرجش دعا کنیم! از ما بیتاب تر است برای آمدن و با آمدنش چه سوغاتی هایی می آورد؛ دوستی، مهربانی، عدالت، آرامش وامنیت، آبادانی، شادی، حکمت، علم، ارزانی، مال، ثروت...

 

+ نوشته شده توسط اندکی درنگ در جمعه 11 مرداد1387 و ساعت 12:15 |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس